عدالت انتقالی برای ایران

 

3.1 تعریف سازمان ملل

  1. سازمان ملل عدالت انتقالی را به عنوان «مجموعه‌ای از فرایندها و سازوکارها که با تلاش‌های یک جامعه برای مواجهه با میراث نقض گسترده حقوق در گذشته مرتبط است، به منظور تضمین پاسخ‌گویی[1]، اجرای عدالت و تحقق ترمیم روابط[2]» تعریف می‌کند.[3] این تعریف شامل سه بخش است: 1) مجموعه‌ای از از فرایندها و سازوکارها، 2) شرایطی که در آن‌ این فرایندها و سازوکارها به کار گرفته می‌شوند و 3) اهدافی که این فرایندها به دنبال تحقق آن‌ها هستند.
  2. در رابطه با بخش اول تعریف سازمان ملل، مطرح‌ترین فرایندها و سازوکارهای عدالت انتقالی عبارتند از محاکمه‌های کیفری، کمیسیون‌های حقیقت‌یاب، کمیسیون‌ها و برنامه‌های ملی برای ترمیم آسیب‌های ناشی از نقض حقوق بشر، فرایندهای عادلانه و شفاف برای شناسایی و برکناری مسئولانی که در نقض حقوق بشر دخیل بوده‌اند، و بازسازی‌های گسترده و عمیق ساختاری. عدالت انتقالی فرایندهای دیگری نظیر ساخت موزه و بناهای یادبود و برگزاری مراسم‌های گرامیداشت و یادمان را نیز در بر می‌گیرد.[4]
  3. فرایندهای مذکور توسط نهادهای حکومتی، از جمله قوه مقننه، مجریه و قضاییه تأسیس شده و تأمین مالی می‌شوند. از این منظر، اجرای عدالت انتقالی وابسته به اراده سیاسی حکومت و تعهد رهبران و بازیگران سیاسی به اهداف آن است. اگرچه نهادهای حکومتی نقش مؤسس و تأمین‌کننده در این فرایندها دارند، اما اصولی همچون استقلال، غیرحزبی بودن، شایسته‌سالاری، شمول‌گرایی، حاکمیت قانون و شفافیت باید بر این فرایندها، از جمله نحوه انتخاب مدیران و مجریان آن‌ها و همچنین نحوه برنامه‌ریزی و اجرای آن‌ها، حاکم باشد. این اصول اغلب از طریق اسناد حقوقی پایه و مؤسس که توسط مجلس یا سایر مراجع قانون‌گذار تصویب می‌شوند، تضمین می‌گردند.
  4. بخش دوم تعریف سازمان ملل به شرایط جوامعی اشاره دارد که در آن فرایندها و سازوکارهای عدالت انتقالی به کار گرفته می‌شوند: این‌ها جوامعی هستند که در حال تلاش برای مواجه با نقض‌ گسترده حقوق بشر در تاریخ اخیر خود هستند.
  5. در دو دهه اول شکل‌گیری حوزه عدالت انتقالی، یعنی در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی، فرایندها و سازوکارهای عدالت انتقالی عمدتاً بر شرایط کشورهایی متمرکز بود که در حال گذار یا انتقال از نظام‌های دیکتاتوری به سمت نظام‌های دموکراتیک بودند[5]. واژه «انتقالی» نیز دقیقاً از همین بستر و شرایط در این کشورها سرچشمه می‌گیرد. با این حال، در دهه‌های بعدی، فرایندها و سازوکارهای عدالت انتقالی به طور فزاینده‌ای در شرایط دیگری نیز به کار گرفته شده‌اند. این شرایط شامل کشورهایی است که با خشونت‌های گسترده و سیستماتیک جاری در بستر درگیرهای نظامی مواجه بوده‌اند.[6] علاوه بر این، ساز و کارهای عدالت انتقالی به وضعیت‌های کشورهایی که تغییر رژیم نداشته‌اند نیز پرداخته‌اند از جمله برای رسیدگی و رفع خشونت ساختاری علیه مردمان بومی در کشورهایی که دموکراسی‌های مستقر محسوب می‌شوند، مانند کانادا، نیوزلند و ایالات متحده.[7]
  6. در جریان این روند رو به رشد، ویژگی تعیین‌کننده برای به کار‌گیری سازوکارهای عدالت انتقالی غالبا تجربه خشونت گسترده و/یا سازمان‌یافته در جامعه بوده است، هرچند در مواردی، سازوکارهای عدالت انتقالی برای رسیدگی به خشونت‌های موردی و غیرساختاری نیز به کار گرفته شده‌اند.[8] در ادبیات عدالت انتقالی، تجربه خشونت معمولاً با اصطلاحات حقوقی نظیر «نقض حقوق بشر» یا «جنایات بین‌المللی» صورت بندی شده است. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در هنگام ایجاد «گزارشگر ویژه‌ برای ترویج حقیقت، عدالت، جبران خسارت و تضمین‌های عدم تکرار» در سال 2011، مأموریت وی را به «وضعیت‌هایی که در آن‌ها نقض فاحش حقوق بشر و نقض جدی حقوق بین‌الملل بشردوستانه[9] رخ داده است» محدود کرد.[10]
  7. عدالت انتقالی در کشورهایی مطرح می‌شود که در آستانه‌ گذار از بحران‌های نظامی و خشونت‌بار قرار دارند و به دنبال آغاز دوره‌ای تازه با تغییرات سیاسی عمیق هستند.از این رو، هم‌زمان با برنامه‌های عدالت انتقالی، معمولاً برنامه‌های ملی و بین‌المللی در زمینه‌هایی مانند تأمین صلح، خلع سلاح، تغییر قانون اساسی، تضمین حاکمیت قانون، تحول نهادهای امنیتی، بازسازی قوه قضاییه، و سیاست‌گذاری‌های جدید اقتصادی و محیط زیستی جدید برای توسعه پایدار در جریان است. طبق تأکید دبیرکل سازمان ملل، همسویی ابتکارات عدالت انتقالی با این برنامه‌ها و سیاست‌ها برای تقویت تلاش‌ها و استفاده بهینه از منابع جهت دستیابی به اهداف مشترک ضروری است و رهبران سیاسی باید منابع سیاسی، نهادی و مالی کشور را در این حوزه‌های مرتبط مدیریت کنند.[11]
  8. سومین بخش در تعریف سازمان ملل به اهدافی می‌پردازد که سازوکارهای عدالت انتقالی دنبال می‌کنند: از پاسخگو کردن آمران و عاملان جنایت‌های بین‌المللی و دستیابی به عدالت تا ترمیم روابط اجتماعی سیاسی، جلوگیری از تکرار الگوهای نقض حقوق بشر و رسیدن به صلح پایدار. هیچ‌یک از اهداف مذکور به‌تنهایی نمی‌تواند کلیت عدالت انتقالی را محقق سازد.
  9. جنایت‌های بین‌المللی شامل نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی است که از جمله در اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی (معاهده رم) تعریف شده‌اند. علاوه بر جرایم تحت پوشش اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی، عدالت انتقالی به بررسی و رسیدگی به دیگر نقض‌های سیستماتیک و گسترده‌‌ حقوق بشری نیز می‌پردازد که مبتنی بر اسناد زیر است (موارد ذیل حصری نیستند):
  • منشور سازمان ملل متحد (1945)
  • اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)
  • کنوانسیون ژنو در مورد رفتار با اسیران جنگی (1949)
  • کنوانسیون ژنو در مورد حمایت از افراد غیرنظامی در زمان مخاصمه (1949)
  • کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت نسل‌کشی (1951)
  • کنوانسیون مربوط به وضعیت پناهندگان (1951)
  • کنوانسیون بین‌المللی رفع کلیه اشکال تبعیض نژادی (1965)
  • میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1966)
  • میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی(1966)
  • پروتکل الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو ۱۲ اوت ۱۹۴۹ و مربوط به حمایت از آسیب‌دیدگان مخاصمات مسلحانه بین‌المللی (پروتکل ۱) (1977)
  • پروتکل الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو ۱۲ اوت ۱۹۴۹ و مربوط به حمایت از آسیب‌دیدگان مخاصمات مسلحانه غیر بین‌المللی (پروتکل ۲) (1977)
  • کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (۱۹۷۹)
  • کنوانسیون منع شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات‌های بی‌رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز (1984)
  • کنوانسیون حقوق کودک (1989)
  • کنوانسیون بین‌المللی حمایت از حقوق تمامی کارگران مهاجر و اعضای خانواده‌های آنان (1990)
  • پروتکل اختیاری کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (۱۹۹۹)
  • پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در مورد به‌کارگیری کودکان در مخاصمه مسلحانه (2000)
  • پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک پیرامون خرید و فروش، فحشا و هرزه‌نگاری کودکان (2000)
  • کنوانسیون بین‌المللی محافظت از تمامی اشخاص در برابر ناپدیدسازی قهری (2006)
  • کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (2006)
  • پروتکل اختیاری میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی در مورد لغو اعدام (2007)
  • مقاوله‌نامه ۱۹۰ سازمان جهانی کار (کنوانسیون منع خشونت و آزار) (2011)
  • کنوانسیون عدم اعمال محدودیت‌های زمانی قانونی در جنایت‌های جنگی و جنایت علیه بشریت (2012)
  1. دبیرکل سازمان ملل تأکید کرده است که فرایندهای عدالت انتقالی باید به عنوان فرایندهای ‌هنجاری، استراتژیک، همه‌شمول و تحول‌خواه تعریف شوند.[12]
  2. عدالت انتقالی هنجاری است، به این معنا که سازوکارهای عدالت انتقالی باید بر محور حقوق بشر و دیگر استانداردها و هنجارهای جهانی حافظ کرامت انسانی، دموکراسی، عدالت و صلح و امنیت پایدار، حرکت کنند.[13]
  3. وجه استراتژیک عدالت انتقالی به این معناست که سازوکارهای آن باید متناسب با شرایطِ مکان، زمان و ویژگی های خاص کشور مورد نظر تنظیم شوند. همچنین وجه استراتژیک عدالت انتقالی نشان‌دهنده‌‌ نگاه بلندمدت آن به عنوان فرایندی در راستا و هماهنگ با دیگر برنامه‌های بلند-مدت آموزشی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و در راستای تحولات ساختاری مثبت است.[14]
  4. همه‌شمولی فرایندهای عدالت انتقالی به این معناست که افراد و جوامعی که از نقض حقوق بشر آسیب دیده‌اند باید در طراحی و اجرای این فرایندها نقش محوری داشته باشند و حضور مؤثر آن‌ها در تمامی مراحل تضمین شود. جوامع آسیب‌دیده باید در تمامی ابعاد تنوع و تکثر خود شناسایی شوند. این جوامع شامل مردمانی هستند که خود را با هویت‌های ملی، زبانی، فرهنگی یا قومی مختلف تعریف می‌کنند. همچنین، افراد متعلق به گروه‌های سیاسی گوناگون، زنان، افراد همجنسگرا، دوجنسگرا، فراجنسیتی، بیناجنسی و کوئیر (LGBTIQ+)[15]، افراد دارای معلولیت، کودکان، جوانان، پیروان ادیان و مذاهب مختلف، خداناباوران، پناهجویان و مهاجران نیز باید در این شناسایی مدنظر قرار گیرند. همچنین، تفاوت‌های میان‌گروهی نیز باید مدنظر باشد تا تأثیر ستم‌ها و تبعیض‌های مضاعف شناسایی شده و سیاست‌های مشارکت‌دهی مناسب طراحی و اجرا گردد.[16]
  5. علاوه بر تضمین نقش اساسی افراد و جوامع آسیب‌دیده‌ و تحت تبعیض، همه‌شمولی فرایند‌های عدالت انتقالی مستلزم مشارکت گسترده اقشار مختلف‌ جامعه و ایجاد حس تعهد و تعلق نسبت به این فرایندهاست. مشورت‌های عمومی و تخصصی در سطوح محلی، ملی و بین‌المللی، برنامه‌های آگاهی‌بخشی، کارگاه‌های هم‌اندیشی، ارتباطات عمومی، پرسشنامه و نظرسنجی و فراخوان‌ برای ارائه نظرات و راهکارها از جمله روش‌های به کار گرفته برای تقویت مشارکت بوده است.[17]
  6. در نهایت، عدالت انتقالی تحول‌گرا است، به این معنا که سازوکارهای آن باید به دنبال رفع علل ساختاری و ریشه‌های نقض حقوق باشند، موقعیت فرودست آسیب‎دیدگان و جوامع تحت ستم را در جامعه تغییر داده و آن‌ها را به‌عنوان دارندگان حقوق برابر تثبیت کنند. همچنین، عدالت انتقالی تلاش می‌کند تا نهادهای حکومتی و ساختارهای قدرت جنایت‌آفرین، ناعادلانه، تبعیض‌آمیز و فسادزا و دیگر مسائل ساختاری که هم در نقض جدی حقوق بشر ریشه دارند و هم به آن دامن می‌زنند، را متحول سازد. عدالت انتقالی به‌تنهایی قادر به ایجاد این تحولات نیست، اما می‌تواند به آن‌ها کمک کند. بنابراین، عدالت انتقالی باید در کنار سایر برنامه‌های راهبردی به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که پتانسیل تحول مثبت به حداکثر برسد و رخدادهای دوران گذار به تقویت حاکمیت قانون و پایبندی الزامی نهادهای رسمی به حقوق سیاسی، مدنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همه افراد منجر گردد.[18]

 

پی‌نوشت:

[1] در این متن، از واژه «پاسخ‌گویی» به‌عنوان معادل فارسی واژه انگلیسیaccountability  استفاده شده است. از دریافت بازخورد و پیشنهاد برای معادل‌های مناسب دیگر استقبال می‌شود.

[2] از عبارت «تحقق ترمیم روابط» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیachieve reconciliation  استفاده شده است. از دریافت بازخورد و پیشنهاد برای معادل‌های مناسب دیگر استقبال می‌شود. در این متن، به‌طور عمدی از معادل‌های فارسی «آشتی» یا «مصالحه» برای واژه انگلیسی reconciliationپرهیز شده است، زیرا این کلمات می‌توانند در بستر فرهنگی ایران مجموعه‌ای از رفتارهای مبتنی بر چشم‌پوشی، سهل‌انگاری، فراموشی، و عبور بدون پاسخ‌گویی و شفافیت را تداعی کند. به‌جای آن، عبارت ترمیم‌ روابط بر اساس بحث‌های مرتبط با این مفهوم در ادبیات عدالت انتقالی انتخاب شده است که امکان گسترش معنا، غنی‌سازی و ایجاد چندوجه‌گی در مفهوم را فراهم می‌آورد. روابطی که در اینجا مدنظر قرار دارند شامل روابط میان تک‌تک افراد جامعه با یکدیگر (individual reconciliation)، روابط آسیب‌دیدگان با آمران و عاملان جنایت‌هاو سایر افراد همدست یا دخیل در جنایت (interpersonal reconciliation)، روابط گروه‌های سیاسی، اجتماعی، ملیتی، قومیتی، زبانی، دینی-مذهبی، جنسیتی و دیگر گروه‌ها با خود و یکدیگر (socio-political reconciliation) و همچنین روابط سازمان‌های بوروکراسی‌محور (اعم از سیاسی، اداری، امنیتی) با مردم و با یکدیگر است. همانطور که در سراسر این راهنما تاکید شده،  ترمیم روابط نمی‌تواند جایگزین اهداف پاسخ‌گویی و عدالت باشد. در موارد مرتبط با نقض‌ فاحش حقوق بشر، عدم انجام تحقیقات و محاکمه‌های کیفری و تداوم بی‌کیفرمانی ناقض تعهدات الزام‌آور کشورها تحت حقوق بین‌الملل است و تحت هیچ شرایطی قابل پذیرش نیست. برای آگاهی بیشتر از منظور سند حاضر از مفهوم ترمیم روابط رجوع کنید به موارد زیر:

UN Office of the UN High Commissioner for Human Rights (OHCHR), Transitional Justice and Human Rightshttps://www.ohchr.org/en/transitional-justice; International Center for Transitional Justice (ICTJ), The Place of Reconciliation in Transitional Justice, 28 June 2017, https://www.ictj.org/publication/reconciliation-transitional-justice; UN Secretary General, Report of the Secretary General on the Rule of Law and Transitional Justice in Conflict and Post-Conflict Societies, 23 August 2004, UN Doc. S/2004/616, para. 8, https://digitallibrary.un.org/record/527647; UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General: United Nations Approach to Transitional Justice, 10 March 2010, https://digitallibrary.un.org/record/682111?ln=en&v=pdf.

[3]  UN Secretary General, Report of the Secretary General on the Rule of Law and Transitional Justice in Conflict and Post-Conflict Societies, 23 August 2004, UN Doc. S/2004/616, para. 8, https://digitallibrary.un.org/record/527647/files/S_2004_616-EN.pdf; UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General: United Nations Approach to Transitional Justice, 10 March 2010, pp. 1-10, https://digitallibrary.un.org/record/682111?ln=en&v=pdf.

[4] UN Secretary General, Report of the Secretary General on the Rule of Law and Transitional Justice in Conflict and Post-Conflict Societies, 23 August 2004, UN Doc. S/2004/616, para. 8, https://digitallibrary.un.org/record/527647/files/S_2004_616-EN.pdf; UN Secretary Genera, Guidance Note of the Secretary General: United Nations Approach to Transitional Justice, 10 March 2010, p. 8, https://digitallibrary.un.org/record/682111?ln=en&v=pdf.

[5] International Center for Transitional Justice (ICTJ), What Is Transitional Justice?, 2009, p. 1, https://www.ictj.org/sites/default/files/ICTJ-Global-Transitional-Justice-2009-English.pdf.
United Nations, Report of the Secretary General on the Rule of Law and Transitional Justice in Conflict and Post-Conflict Societies, 23 August 2004, UN Doc. S/2004/616, para. 3, https://digitallibrary.un.org/record/527647/files/S_2004_616-EN.pdf.

[6] International Center for Transitional Justice (ICTJ), What Is Transitional Justice?, 2009, pp. 1–2, https://www.ictj.org/sites/default/files/ICTJ-Global-Transitional-Justice-2009-English.pdf.
United Nations, Guidance Note of the Secretary General: United Nations Approach to Transitional Justice, 10 March 2010, p. 2, https://www.un.org/ruleoflaw/files/TJ_Guidance_Note_March_2010FINAL.pdf.

[7] UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General: United Nations Approach to Transitional Justice, 10 March 2010, p. 2, https://www.un.org/ruleoflaw/files/TJ_Guidance_Note_March_2010FINAL.pdf.
International Center for Transitional Justice (ICTJ), Transitional Justice in Established Democracies: Can it Work?, 2013, pp. 1–8, https://www.ictj.org/sites/default/files/ICTJ-Briefing-Transitional-Justice-Democracies-2013_0.pdf.
Truth and Reconciliation Commission of Canada, Honouring the Truth, Reconciling for the Future: Summary of the Final Report, 2015, p. 1–20, https://publications.gc.ca/collections/collection_2015/trc/IR4-7-2015-eng.pdf.

[8] International Center for Transitional Justice (ICTJ), Submission to the UN Special Rapporteur on the Promotion of Truth, Justice, Reparation & Guarantees of Non-Recurrence: Lessons from Northern Ireland, 2015, pp. 1–7, https://www.ictj.org/sites/default/files/ICTJ-Submission-UN-Special-Rapporteur-Northern-Ireland-2015.pdf.
UN Security Council, Statute of the Special Tribunal for Lebanon, annexed to UN Doc. S/RES/1757 (2007), Article 1, https://undocs.org/S/RES/1757(2007).

[9] حقوق بین‌الملل بشردوستانه به مجموعه قوانینی اشاره دارد که در زمان مخاصمات نظامی به‌منظور حفاظت از افراد غیرنظامی و همینطور امدادگران، زخمی‌ها و اسرا تدوین شده‌اند. مهم‌ترین اسناد مرتبط با حقوق بین‌الملل بشردوستانه شامل کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی آن‌ها هستند. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به موارد زیر:

International Committee of the Red Cross (ICRC), What Is International Humanitarian Law?, July 2004, p. 1, https://www.icrc.org/en/doc/assets/files/other/what_is_ihl.pdf.
Geneva Conventions of 12 August 1949 and Their Additional Protocols of 8 June 1977, International Committee of the Red Cross (ICRC), https://ihl-databases.icrc.org/en/ihl-treaties/gc-1949.

[10] UN Human Rights Council, Resolution 18/7, UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, 13 October 2011, UN Doc. A/HRC/RES/18/7, https://undocs.org/en/A/HRC/RES/18/7.

[11] UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General on Transitional Justice: A Strategic Tool for People, Prevention and Peace, July 2023, p. 1–20, https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/issues/transitionaljustice/sg-guidance-note/2023_07_guidance_note_transitional_justice_en.pdf.

[12]UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General on Transitional Justice: A Strategic Tool for People, Prevention and Peace, July 2023, p. 1–20, https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/issues/transitionaljustice/sg-guidance-note/2023_07_guidance_note_transitional_justice_en.pdf.

[13] UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General on Transitional Justice: A Strategic Tool for People, Prevention and Peace, July 2023, p. 3, https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/issues/transitionaljustice/sg-guidance-note/2023_07_guidance_note_transitional_justice_en.pdf.

[14] United Nations, Guidance Note of the Secretary General on Transitional Justice: A Strategic Tool for People, Prevention and Peace, July 2023, pp. 3–4, https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/issues/transitionaljustice/sg-guidance-note/2023_07_guidance_note_transitional_justice_en.pdf.
United Nations, Guidance Note of the Secretary General: United Nations Approach to Transitional Justice, 10 March 2010, pp. 1–2, https://www.un.org/ruleoflaw/files/TJ_Guidance_Note_March_2010FINAL.pdf.

[15] عبارت انگلیسیLGBTIQ+  مخفف شش واژه انگلیسی است:Lesbian  (زن همجنس‌گرا(،  Gay(مرد همجنس‌گرا)، Bisexual (افراد دوجنس‌گرا)، Transgender(افراد فراجنسیتی به این معنی که هویت جنسیتی خود را خارج از دوگانه زن و مرد تعریف می‌کنند)،  Intersex(افراد بیناجنسی) وQueer  یا Questioning (افرادی با هویت جنسی غیردگرجنس‌گرا و یا در حال کاوش و یا با هویت جنسیتی که خارج از دوگانه زن و مرد قرار می‌گیرد. علامت + نشان‌دهنده شمول سایر گروه‌هایی است که ممکن است در این فهرست به‌صراحت نیامده باشند، اما در گفتمان فراگیر تنوع هویت‌های جنسی و جنسیتی جای دارند.

[16] Rubli, Sandra, “Inclusion in Transitional Justice Processes: Theory and Practice,” in Advancing Transitional Justice: Inclusion, Contestation and Disruption, edited by Kieran McEvoy and Lorna McGregor, Palgrave Macmillan, 2022, pp. 25–48, https://doi.org/10.1007/978-3-030-78944-9_2.
UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General on Transitional Justice: A Strategic Tool for People, Prevention and Peace, July 2023, pp. 5–6, https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/issues/transitionaljustice/sg-guidance-note/2023_07_guidance_note_transitional_justice_en.pdf.
International Center for Transitional Justice (ICTJ), What Is Transitional Justice?, 2009, p. 2, https://www.ictj.org/sites/default/files/ICTJ-Global-Transitional-Justice-2009-English.pdf.

[17] UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General on Transitional Justice: A Strategic Tool for People, Prevention and Peace, July 2023, pp. 5–6, https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/issues/transitionaljustice/sg-guidance-note/2023_07_guidance_note_transitional_justice_en.pdf.
McEvoy, Kieran, and McGregor, Lorna (eds.), Transitional Justice from Below: Grassroots Activism and the Struggle for Change, Hart Publishing, 2008, pp. 1–25, https://doi.org/10.5040/9781472564065.0005.
International Center for Transitional Justice (ICTJ), Designing Transitional Justice Processes: Participation, 2010, pp. 1–8, https://www.ictj.org/sites/default/files/ICTJ-Designing-TJ-Participation-2010-English.pdf.

[18] UN Secretary General, Guidance Note of the Secretary General on Transitional Justice: A Strategic Tool for People, Prevention and Peace, July 2023, pp. 3–4, https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/issues/transitionaljustice/sg-guidance-note/2023_07_guidance_note_transitional_justice_en.pdf; International Center for Transitional Justice (ICTJ), Challenging the Conventional: Can Truth Commissions Strengthen Peace Processes?, 16 June 2014, pp. 9–11, https://www.ictj.org/publication/challenging-conventional-can-truth-commissions-strengthen-peace-processeshttps://www.ictj.org/sites/default/files/ICTJ-Report-TruthCommissionsPeace-2014.pdf; Lambourne, Wendy, “Transformative Justice, Reconciliation and Peacebuilding,” in Transitional Justice Theories, edited by Susanne Buckley-Zistel et al., Routledge, 2014, pp. 19–39, https://doi.org/10.4324/9780203096893.

 

 

 

3.2 ارکان عدالت انتقالی

  1. عدالت انتقالی برای دستیابی به اهداف و ارزش‌های ذکر شده، بر پنج رکن اساسی بنا می‌شود. این ارکان که اجرایی‌سازی همه‌‌ آنها در فرایند عدالت انتقالی برای رسیدن به اهداف آن ضروری است، شامل حقیقت‌، عدالت، اقدامات معطوف به جبران آسیب‌ها، به‌خاطرسپاری و تضمین‌های تکرار نشدن است. پنج رکن عدالت انتقالی مکمل و به هم وابسته هستند و بنابراین معمولاً با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند. بنابراین، همان‌طور که گزارشگران ویژه سازمان ملل در مورد عدالت انتقالی تأکید کرده‌اند، برای موفقیت در اجرای تدابیر عدالت انتقالی، باید روابط نزدیک و چندسویه بین این ارکان هنگام طراحی یک رویکرد جامع مد نظر قرار گیرد و عناصر هر رکن به نحوی با هم ترکیب شوند که مکمل و تقویت‌کننده‌ی یکدیگر باشند.[1]
  2. رکن حقیقت ناظر بر حق آسیب‌دیدگان، از جمله خانواده‌های ناپدیدشدگان قهری وکشته‌شدگان، برای دانستن حقیقت درباره رویدادهای گذشته است؛ از جمله چگونگی وقوع آن‌ها و شرایط و عواملی که منجر به نقض حقوق بشر و ارتکاب جنایت شده‌اند. نهادهایی که برای تحقق این رکن نقش‌آفرینی می‌کنند شامل کمیسیون‌های حقیقت‌یاب و آرشیوهای عمومی هستند.[2]
  3. رکن عدالت بر حق آسیب‌دیدگان برای دسترسی به عدالت تأکید دارد و شامل پیگرد و تعقیب قضایی، محاکمه منصفانه و مجازات متناسب آمران و عاملان نقض‌های فاحش حقوق بشر است که مشمول عناوین مجرمانه در حقوق کیفری می‌شوند. از جمله نهادهایی که برای تحقق این رکن ضروری هستند دادسراها و دادگاه‌های متخصص در رسیدگی به نقض حقوق بشر و جنایت‌های بین‌المللی هستند. دادرسی می‌تواند از طریق دادگاه‌های داخلی یا دادگاه‌های ترکیبی انجام شود.[3]
  4. رکن اقدامات معطوف به جبران آسیب‌ها ناظر بر حق آسیب‌دیدگان برای دسترسی مؤثر به تدابیر قضایی و غیرقضایی به‌منظور به رسمیت شناختن، جبران و ترمیم تا حد ممکن آسیب‌های ناشی از نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه است. این تدابیر می‌توانند به صورت فردی یا جمعی اجرا شوند و اشکال مختلفی را در بر بگیرند، از جمله: اعاده به وضع سابق، پرداخت غرامت مالی، ارائه خدمات توانبخشی و رفاهی فردی و جمعی، جلب رضایت، دادرسی کیفری، عذرخواهی‌های رسمی و تضمین تکرار نشدن.[4] از این منظر، رکن جبران آسیب‌ها با برخی اقدامات مرتبط با سایر ارکان عدالت انتقالی همپوشانی دارد، چراکه بسیاری از این اقدامات نیز می‌توانند به جبران رنج آسیب‌دیدگان کمک کنند.[5]
  5. اعاده به وضع پیش از نقض فاحش حقوق بشر مواردی نظیر بازگرداندن آزادی، بازگرداندن شغل، بازگشت به محل اقامت، و بازگرداندن اموال یا دارایی‌های مصادره شده را در بر می‎گیرد. پرداخت غرامت بر ارزیابی مالی آسیب‌های واردشده تمرکز دارد و با هدف به رسمیت شناختن این آسیب‌ها و جبران آن‌ها تا حد امکان، از طریق پرداخت‌های مالی صورت می‌گیرد. هرچند روشن است که بسیاری از آسیب‌های ناشی از نقض حقوق بشر ذاتاً غیرقابل جبران‌اند و صرفاً در قالب مالی نمی‌گنجند، اما پرداخت‌های مالی می‌توانند واجد ارزش حقوقی در تضمین پاسخ‌گویی و احترام به کرامت آسیب‌دیدگان باشند. افراد آسیب‌دیده از نقض‌های جدی حقوق بشر معمولاً با میزان بالایی از آسیب‌های جسمی و روحی ناشی از تجربه خشونت روبه‌رو هستند. ارائه خدمات توان‌بخشی و رفاهی، از جمله مراقبت‌های پزشکی، روان‌درمانی، و حمایت‌های اجتماعی و قانونی، می‌تواند در ترمیم آسیب‌های وارد شده به آسیب‌دیدگان مؤثر باشد و آن‌ها را در بازسازی زندگی خود یاری رساند. جلب رضایت به مجموعه‌ای از اقدامات معنادار و گاه نمادین اشاره دارد که می‌تواند به تسکین دردهای آسیب‌دیدگان، پردازش و درک وقایع دردناک گذشته از سوی عموم مردم و ثبت قبح جنایت‌ها در حافظه جمعی منجر شود. این تدابیر شامل توقف نقض حقوق، جستجوی حقیقت و افشای اطلاعات، تلاش برای یافتن افراد ناپدیدشده و بازگرداندن پیکر یا بقایای آن‌ها به عزیزانشان، صدور بیانیه‌های رسمی و عذرخواهی‌های جامع از سوی مقامات عالی‌رتبه، برگزاری مراسم یادبود و گنجاندن روایت‌های دقیق از این نقض‌ها در برنامه‌های آموزشی در تمام سطوح است.
  6. رکن به‌خاطرسپاری ناظر بر مسئولیت دولت‌ها در ایجاد بسترهای قانونی، اجتماعی و سیاسی برای ثبت قبح نقض‌ حقوق بشر و جنایت‌ در حافظه‌ جمعی است. این مسئولیت بر پایه حق آسیب‌دیدگان و کل جامعه برای دانستن حقایق، و نیز وظیفه دولت‌ها در زمینه حفظ و مراقبت از آرشیوها و دیگر اسناد مرتبط با نقض‌ حقوق بشر استوار است. بهخاطرسپاری می‌تواند از طریق ایجاد موزه‌ها و بناهای یادبود، کمیسیون‌های حقیقت‌یاب، ثبت رویدادهای رخ‌داده و درس‌های به دست آمده در برنامه‌های آموزشی و برگزاری مراسم‌ گرامیداشت انجام شود. [6]
  7. رکن تضمین‌های تکرار نشدن ناظر بر مسئولیت دولت‌هاست که مانع از تکرار نقض حقوق بشر علیه افراد و جوامع آسیب‌دیده یا سایر افراد و گروه‌های جامعه شوند. تضمین این امر مستلزم بازسازی نهادها و ساختارها، قانون‌گذاری‌ و سیاست‌گذاری‌های جدید و سایر اقدامات برای اطمینان از حاکمیت قانون و ارتقاء و حفظ فرهنگ احترام به حقوق بشر است. اصلاحات و تغییرات در قوانین اساسی و قوانین و مقررات عادی و منطبق‌سازی آن‌ها با قوانین و معیارهای حقوق بین‌الملل از جمله فرایندهای اصلی رکن تضمین تکرار نشدن است‌. کلیه‌ نهادهای حکومتی دخیل در نقض حقوق بشر به ویژه نهادهای قضایی، امنیتی، اطلاعاتی، نیروهای مسلح و بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها باید طی فرایندهای شفاف و با هدف جلوگیری از تکرار نقض حقوق بشر مورد بازسازی قرار بگیرند. شناسایی و برکناری مسئولان، مأموران و کارکنانی که در نقض حقوق بشر دخیل بوده‌اند بخشی از فرایند بازسازی نهادی دانسته می‌شود. این غربال‌گری و برکناری می‌تواند به بازگرداندن تدریجی اعتماد عمومی به نهادهای مذکور کمک کند و نشان‌دهنده تعهد به معیارهای حقوق بشری در زمینه استخدام و نظارت بر کارکنان دولت باشد. با این حال، برکناری ناقضان، در غیاب سایر سازوکارهای عدالت انتقالی، برای تضمین تکرار نشدن ناکافی خواهد بود. نهاد امنیتی و اطلاعاتی باید تحت نظارت و کنترل نهادهای غیرنظامی نظارتی قرار گرفته و رویه‌های ثبت شکایت مدنی در نزد مراجع مستقل از قوه مجریه ایجاد شوند. به علاوه، همه اقدامات قانونی، اداری، آموزشی و مالی لازم برای تضمین عملکرد مستقل، بی‌طرف و مؤثر دادستانی‌ها و دادگاه‌ها بر اساس استانداردهای بین‌المللی باید اتخاذ شود.[7]
  8. تدابیر آموزشی نیز بخشی از اصلاحات لازم برای جلوگیری از تکرار جنایت و نقض‌حقوق بشر هستند. سیاست‌های آموزشی باید به پرورش فرهنگ مدارا و گفت‌وگو، دموکراسی، و احترام به حقوق بشر کمک کنند. دولت‌ها باید آموزش حقوق بشر را به تمام اقشار جامعه ارائه دهند و آموزش‌های لازم در این زمینه را به مقامات عمومی، قانون‌گذاران، کارکنان و مسئولان قوه قضاییه و نیروهای امنیتی، اطلاعاتی و نظامی ارائه کنند.[8]
  9. تضمین تکرار نشدن همچنین نیازمند احترام به حقوق آزادی بیان، تشکیل اجتماعات و تجمعات است تا جامعه مدنی و رسانه‌ها بتوانند نقش نظارتی خود را ایفا کنند و جریان اطلاعات به‌طور آزاد برقرار باشد. روشن‌گری و اطلاع‌رسانی به‌عنوان ابزاری مهم برای پاسخ‌گو کردن مقامات در برابر نقض‌ حقوق بشر عمل می‌کند و می‌تواند به ایجاد فشار برای توقف و تغییر این نقض‌ها منجر شود.
  10. اجرایی‌سازی عدالت انتقالی مبتنی بر استانداردهای بین‌المللی، می‌تواند به عنوان یکی از ضمانت‌های مهم برای تضمین اصول حقوق بشر، تحقق حاکمیت قانون، دموکراسی، صلح و امنیت پایداردر ایران عمل کند.

[1] UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, International Legal Standards Underpinning the Pillars of Transitional Justice, A/HRC/54/24, 10 July 2023, https://www.ohchr.org/en/documents/thematic-reports/ahrc5424-international-legal-standards-underpinning-pillars-transitional.

[2] برای اطلاعات بیشتر به فصل «حقیقت» رجوع کنید.

[3] برای اطلاعات بیشتر به فصل «عدالت» رجوع کنید.

[4] UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, International Legal Standards Underpinning the Pillars of Transitional Justice, A/HRC/54/24, 10 July 2023, paras. 44–54, https://www.ohchr.org/en/documents/thematic-reports/ahrc5424-international-legal-standards-underpinning-pillars-transitional; UN General Assembly, Basic Principles and Guidelines on the Right to a Remedy and Reparation, A/RES/60/147, 16 December 2005, paras. 18–23, https://www.ohchr.org/en/instruments-mechanisms/instruments/basic-principles-and-guidelines-right-remedy-and-reparation; Pablo de Greiff (ed.), The Handbook of Reparations, Oxford University Press, 2006, pp. 1–20, https://doi.org/10.1093/0199291926.001.0001.

[5] همان‌طور که در بخش روش کار توضیح داده شد، فصلی در خصوص رکن جبران آسیب‌ها در آینده تهیه و به پیش‌نویس این راهنما افزوده خواهد شد.

[6] همان‌طور که در بخش روش کار توضیح داده شد، فصلی در خصوص رکن به خاطرسپاری در آینده تهیه و به پیش‌نویس این راهنما افزوده خواهد شد.

[7] UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, International Legal Standards Underpinning the Pillars of Transitional Justice, A/HRC/54/24, 10 July 2023, paras. 55–65, https://www.ohchr.org/en/documents/thematic-reports/ahrc5424-international-legal-standards-underpinning-pillars-transitional; UN General Assembly, Basic Principles and Guidelines on the Right to a Remedy and Reparation, A/RES/60/147, 16 December 2005, para. 23, , https://www.ohchr.org/en/instruments-mechanisms/instruments/basic-principles-and-guidelines-right-remedy-and-reparation; Bell, Christine, Transitional Justice, Interdisciplinary Perspectives, Routledge, 2017, Chapter 6, pp. 121–145, https://doi.org/10.4324/9781315679830; UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, Report, A/HRC/30/42, 7 September 2015, para. 74, http://daccess-ods.un.org/access.nsf/Get?Open&DS=A/HRC/30/42&Lang=E.

[8] UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, Report, A/HRC/30/42, 7 September 2015, http://daccess-ods.un.org/access.nsf/Get?Open&DS=A/HRC/30/42&Lang=E.

 

 

 

3.3 کلیدواژه‌ها: «انتقالی» و «عدالت»

  1. در ادبیات عدالت انتقالی، دو واژه «انتقالی» و «عدالت» مفاهیم کلیدی هستند که دائما موضوع بحث، مناقشه و تکامل مستمر بوده‌اند. شرایط انتقالی یا گذار به دوره‌ای از تغییر از یک وضعیت به وضعیت دیگر اشاره دارد. همانطور که در بالا ذکر شد، با توسعه ادبیات و تجربیات عدالت انتقالی در سطح جهان، این مفهوم فراتر از موضوع تغییر یک رژیم غیردموکراتیک به رژیم دموکراتیک رفته و انعطاف‌پذیرتر شده است. با این حال، مفهوم «گذار» یا «انتقالی» عنصر ورود به یک زمان تازه را در دل خود را دارد و به عنوان دوره‌ای از حرکت از گذشته‌ای خشونت‌آمیز به سوی آینده‌ای که امید می‌رود صلح‌آمیز باشد، درک می‌شود.[1] این مفهوم کارکرد تاریخ‌بندی دارد و به عنوان نشانه یا ابزاری برای تقسیم زمان به یک «قبل» و یک «بعد» و ایجاد روایت‌های جمعی در رابطه با تحولات اساسی میان این دو بازه زمانی عمل می‌کند.[2]
  2. مفهوم «عدالت» در گفتمان عدالت انتقالی به بررسی اشکال مختلف عدالت‌خواهی (دادخواهی) و عدالت‌گستری (دادگستری) در دوران گذار و پساگذار می‌پردازد. در ادبیات مرتبط با عدالت انتقالی، از مفهومی به نام «پیوستار عدالت»[3] یاد شده است که اشکال متنوعی از عدالت را در بر می‌گیرد، از جمله عدالت کیفری[4]، عدالت مجازات-محور[5]، عدالت ترمیمی[6]، عدالت مدنی[7]، عدالت فرایندی[8]، عدالت اداری[9]، عدالت توزیعی[10]، عدالت جنسیتی[11]، عدالت نژادی و اتنیکی[12]، عدالت اجتماعی-اقتصادی[13]و عدالت محیط‌زیستی.[14] این پیوستار بیانگر درکی چندبُعدی از عدالت است و تأکید می‌کند که عدالت را نمی‌توان به یک اصل واحد فروکاست، بلکه باید آن را به‌صورت مفهومی متکثر، پیوسته و پویا در نظر گرفت. این رویکرد بر پیچیدگی و چندلایه بودن آسیب‌هایی تأکید دارد که جنایت‌های گسترده و نظام‌مند در سطوح فردی، جمعی، ساختاری و نهادی به جا گذاشته‌اند.
  3. در همین راستا، پیوستار عدالت بیانگر به‌رسمیت شناختن تنوع تجربه‌های زیسته آسیب‌دیدگان و جوامع آسیب‌دیده است و بر ضرورت درک بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌های پیچیده و درهم‌تنیده‌ای که بر آن‌ها وارد شده، تأکید دارد. همچنین، این مفهوم بر محوریت قرار دادن صداها و نیازهای جوامع آسیب‌دیده[15] در تدوین راهکارهایی متنوع، کوتاه‌مدت و بلندمدت برای پاسخگویی به بی‌عدالتی‌ها و رفع آن‌ها تأکید می‌کند. عدالت انتقالی بر پایه این درک تکثرگرا از عدالت شکل گرفته و تلاش می‌کند با بهره‌گیری از مجموعه‌ای از سازوکارها، زمینه تحقق ابعاد گوناگون عدالت را فراهم کند. این رویکرد، چشم‌اندازی بلندمدت‌تر از آنچه معمولاً عبارت «دوران گذار» القا می‌کند ارائه می‌دهد و عدالت انتقالی را به مثابه برنامه‌ای بلندمدت برای تحول‌آفرینی در نظر می‌گیرد.
  4. عدالت تحول‌گرا[16] دربرگیرنده مجموعه‌ای از اقدامات و سیاست‌های ادامه‌دار است که هدف آن‌ها پاسخ‌گویی به جنایت‌های گذشته، روشن‌سازی حقایق و ابعاد آسیب‌های وارده، محاکمه و مجازات جنایتکاران، و نیز جبران، ترمیم و تسکین در سطوح فردی و جمعی است. همچنین، این رویکرد ایجاد ساختارها و روابط سیاسی را دنبال می‌کند که از تکرار جنایت‌ها و بازتولید الگوهای تبعیض و سایر موارد نقض حقوق بشر جلوگیری نماید و زمینه‌ساز تضمین حقوق سیاسی، مدنی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی برای همگان در آینده شود.

[1] UN Secretary General, The Rule of Law and Transitional Justice in Conflict and Post-conflict Societies, S/2004/616, 23 August 2004, para. 8, https://undocs.org/en/S/2004/616.

[2] Teitel, Ruti G., Transitional Justice, Oxford University Press, 2000, pp. 6–7, https://global.oup.com/academic/product/transitional-justice-9780195108545.

[3] Inter-American Court of Human Rights, Case of the Rochela Massacre v. Colombia, Merits, Reparations and Costs, Series C No. 163, 11 May 2007, Chapter 1, paras. 1–11, https://www.corteidh.or.cr/tablas/r32526.pdf.

[4] در این متن، از عبارت «عدالت کیفری» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیcriminal justice  استفاده شده است.

[5] در این متن، از عبارت «عدالت مجازات-محور» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیretributive justice  استفاده شده است.

[6] در این متن، از عبارت «عدالت ترمیمی» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیreparative justice  استفاده شده است.

[7] در این متن، از عبارت «عدالت مدنی» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیcivil justice  استفاده شده است.

[8] در این متن، از عبارت «عدالت فرایندی» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیprocedural justice  استفاده شده است.

[9] در این متن، از عبارت «عدالت اداری» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسadministrative justice  استفاده شده است.

[10] در این متن، از عبارت «عدالت توزیعی» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیdistributive justice  استفاده شده است.

[11] در این متن، از عبارت «عدالت جنسیتی» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیgender justice  استفاده شده است.

[12] در این متن، از عبارت «عدالت نژادی و اتنیکی» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیracial and ethnic justice  استفاده شده است.

[13] در این متن، از عبارت «عدالت اجتماعی-اقتصادی» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسیsocio-economic justice  استفاده شده است.

[14] در این متن، از عبارت «عدالت محیط‌زیستی» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسی environmental justice استفاده شده است.

[15] UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, Report, A/71/567, 2016, https://docs.un.org/en/A/71/567

[16] در این متن، از عبارت «عدالت تحول‌گرا» به‌عنوان معادل فارسی عبارت انگلیسی transformative justice استفاده شده است.

 

 

 

3.4  زمان‌بندی  فرایندهای عدالت انتقالی و بازیگران

  1. در دوران پیش از گذار، می‌توان اقداماتی را به منظور تسهیل روند عدالت انتقالی و تضمین رعایت حقوق بشر انجام داد. این اقدامات عبارتند از:
  2. جمع‌آوری اطلاعات و مستندسازی: تهیه گزارش‌های جامع و مستدل و ایجاد آرشیوهای مستند و معتبر درباره نقض‌های سیستماتیک حقوق بشر به منظور شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی به جامعه
  3. شناسایی مجراهای دادخواهی در عرصه بین‌المللی: تلاش برای تأسیس یک سازوکار تحقیق و پاسخگویی توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل که شواهد مرتبط با جدی‌ترین جنایات بین‌المللی در ایران را جمع‌آوری، حفظ، تجزیه و تحلیل کند و با دادستانی‌های کشور مختلف در رابطه با آغاز تحقیقات کیفری بر اساس اصل صلاحیت قضایی جهانی همکاری کند.
  4. برنامه‌های آموزشی: برگزاری دوره‌های آموزشی درباره سازوکارهای عدالت انتقالی و تغییر نگرش‌های ضد حقوق بشری.
  5. هم‌اندیشی‌های جمعی: تشکیل جلسات هم‌اندیشی میان جامعه مدنی و دادخواهان برای بحث در مورد زیرساخت‌ها فرایندهای قانونی و اجرایی مورد نیاز و نحوه تاسیس و پیاده‌سازی آنها در کشور.
  6. تدوین پیش‌نویس‌ها: دعوت از متخصصان و کارشناسان داخلی و بین‌المللی برای تهیه راهنماها و پیش‌نویس‌هایی درباره گزینه‌های ممکن برای ساختار و مأموریت نهادهای ضروری، و استفاده از ابزارهای ارتباطی به منظور برگزاری گفتگوها و تبادل نظرات و بازخوردهای جامعه.
  7. فهرست‌گذاری قوانین داخلی: تهیه فهرستی از مواد قانونی که به نقض حقوق بشر دامن می‌زنند و باید به‌طور فوری تعلیق شده و با قوانین منطبق بر حقوق بشر جایگزین شوند.[1]
  8. در دوران گذار، سازوکارهای عدالت انتقالی باید مبتنی بر اصل حاکمیت قانون به طور دقیق تبیین شده و زمینه مشارکت عمومی برای طراحی، تصویب و اجرایی‌سازی مؤثر آنها فراهم شود. همچنین، اولویت‌های عدالت انتقالی باید با توجه به قوانین و معیارهای حقوق بین‌الملل، زمینه‌های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و زیرساخت‌های کشور و با مشارکت عمومی گسترده، دموکراتیک و همه شمول در فرایندهای شفاف تعیین گردد.[2]
  9. لازم به تأکید است که ایجاد سازوکارهای مؤثر عدالت انتقالی در دوران گذار و پساگذار، مستلزم تشکیل دولتی انتقالی با ماهیتی دموکراتیک، متکثر و متعهد به حقوق بشر است. در کنار آن، شکل‌گیری یک نهاد قانون‌گذاری برآمده از انتخابات آزاد و منصفانه با نظارت نهادهای معتبر بین‌المللی، ضرورتی بنیادین دارد. نهادهای تازه‌تأسیس اجرایی و قانون‌گذاری باید از صلاحیت، ظرفیت و مشروعیت کافی برای انجام وظایف کلیدی خود در زمینه‌های برقراری امنیت و نظم اجتماعی، پیشگیری از تکرار نقض‌های فاحش حقوق بشر، و تدوین قوانین و مقررات لازم برخوردار باشند. همچنین، این نهادها باید متعهد به همکاری گسترده، شفاف، معنادار و مستمر با نهادهای مدنی، صنفی، سازمان‌های ملی و بین‌المللی حقوق بشری، و کلیه تشکل‌های مدنی و سیاسی پایبند به دموکراسی و حقوق بشر باشند.[3]
  10. درخواست کمک و همکاری با مراجع تخصصی سازمان ملل که تجربه غنی در زمینه بحران‌های دوران گذار و فرایندهای عدالت انتقالی دارند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. دفتر کمیسیاری عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، کمیته‌های تخصصی ناظر بر کنوانسیون‌های بین‌المللی و گزارشگران ویژه سازمان ملل از جمله مراجع کلیدی هستند. همکاری‌ها باید شامل حضور بازرسان بین‌المللی باشد تا نظارت بر فرایندها و اطمینان از رعایت حقوق بشر به‌درستی انجام شود. همچنین، تشکیل نهادهای ترکیبی با مشارکت متخصصان بین‌المللی می‌تواند به بهبود کیفیت فرایندها کمک کند. این همکاری‌ها، تخصص و تجربه جهانی را به فرایندهای ملی انتقال داده و تضمین می‌کند که اقدامات انجام‌شده مطابق با استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر باشد. بازدید بازرسان و نهادهای بین‌المللی از زندان‌ها و بازداشت‌گاه‌ها نیز ضروری است تا شرایط حقوق بشری این نهادها مورد بررسی قرار گیرد و از بروز دور تازه‌ای از نقض فاحش حقوق بشر جلوگیری شود.[4]

[1] در بخش دوم هر یک از فصل‌های حقیقت و عدالت، با عنوان «زمینه‌سازی در دوران پیش از گذار»، به جزئیات این اقدامات پرداخته شده است.

[2] UN Secretary General, The Rule of Law and Transitional Justice in Conflict and Post-conflict Societies, S/2004/616, 23 August 2004, paras. 11–15, https://undocs.org/en/S/2004/616.

[3] UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, Report, A/HRC/30/42, 2015, paras. 21–23, https://undocs.org/en/A/HRC/30/42; UN Secretary General, The Rule of Law and Transitional Justice in Conflict and Post-conflict Societies, S/2004/616, 23 August 2004, para. 13, https://undocs.org/en/S/2004/616.

[4] UN Special Rapporteur on the promotion of truth, justice, reparation and guarantees of non-recurrence, Report, A/67/368, 13 September 2012, paras. 89–90, http://daccess-ods.un.org/access.nsf/Get?Open&DS=A/67/368&Lang=E