ما واقعا نمی دانیم همین حالا در ایران چه خبر است. اینترنت قطع و ارتباط ها مختل است و آنچه به بیرون می رسد، تکه تکه است؛ چند ویدیو کوتاه، چند عکس لرزان، چند پیام پراکنده از شهرهای کوچک و بزرگ، گاهی حتی از روستاها. اما همین تکه ها یک چیز را با وضوح ترسناک نشان میدهند که جمهوری اسلامی خشونت و کشتار را به شدیدترین شکل ممکن اعمال کرده.
ما کشتار آبان ۹۸ و جنایت های در طول خیزش زن، زندگی آزادی را جلوی چشممان را داریم و سرکوبها و کشترهای پیش از آنها. اعدام های دهه شصت را داریم و به گلوله بستن مردم معترض را در طول جنبش سبز و خیلی جنایتهای دیگر. به تجربه میدانیم برای این حکومت اگر احساس کند بقایش تضمین میشود، کشتن هزار یا چند هزار نفر اساسا خط قرمز نیست.
به همین دلیل هم امروز، وقتی عددها بالا و پایین می شوند، اصل داستان عوض نمی شود؛ گروه های حقوق بشری یک عدد می دهند، منابع دیگر عددی دیگر. جایی از پانصد حرف می زنند و جایی از بیش از هزار. حتی مجله تایم به شش هزار کشته هم اشاره کرده. ما نمی توانیم روی یک رقم قطعی بایستیم، اما میتوانیم روی یک واقعیت قطعی انگشت بگذاریم؛ جمهوری اسلامی با تمام نیرو به صحنه آمده و با معترضان به مثابه نیروی دشمن عمل کرده.
ویدیوها و فایلهای صوتی که منتشر شده می شود تکان دهنده است؛ بدن های تلنبار روی هم معترضان… حتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم نشان می دهد؛ شاید هدف ارعاب جامعه باشد، شاید آماده کردن جامعه برای روبرو شدن با حجم کشتاری که انجام داده. هر چه باشد، همین پخش حکومتی هم از عمق فاجعه پرده بر می دارد، یا دست کم دارد ناخواسته نشانه ای از آن را لو می دهد.
اما واقعا ما با چه چیزی طرف هستیم؟ چگونه باید این جنایتی که رخ داده را نام گذاری کنیم؟ در «نقشه دادخواهی؛ راهنمای عدالت انتقالی برای ایران» که در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵، هم زمان با روز جهانی حقوق بشر، در جاستیداد منتشر شد،در بخش الگوهای نقض جدی حقوق بشر مفهومی را با عنوان«جنایت علیه بشریت» طرح کرده که مصداق همین عمل جنایتآمیز جمهوری اسلامی است.
جنایت علیه بشریت یک عبارت شعاری یا احساسی نیست
همراهان عزیز جاستیداد؛ جنایت علیه بشریت یک عبارت شعاری یا احساسی نیست؛ یک عنوان حقوقی دقیق است. همانطور که در نقشه دادخواهی هم اشاره شده ماده ۷ اساسنامه رم دیوان کیفری بین المللی میگوید اعمالی مثل قتل، حبس، ناپدیدسازی قهری، شکنجه، تجاوز و دیگر شکل های خشونت جنسی، وقتی جنایت علیه بشریت محسوب می شوند که به عنوان بخشی از یک حمله گسترده یا سیستماتیک علیه یک جمعیت غیرنظامی انجام شوند. و خود اساسنامه توضیح می دهد «حمله علیه جمعیت غیرنظامی» یعنی یک الگوی رفتاری مداوم، تکرارشونده، که بر اساس سیاست دولتی یا سازمانی طراحی می شود یا در جهت پیشبرد آن سیاست انجام می گیرد. «گسترده» و «سیستماتیک» هم جای هم را میگیرند؛ یا حجم حمله آن قدر وسیع است که جمع بزرگی را در نقاط مختلف هدف می گیرد، یا آن قدر سازمان یافته و تکراری است که تصادفی و پراکنده به نظر نمی رسد.
حالا برگردیم به همین تکه های پراکنده ای که از ایران میرسد. ما با جمعیت غیرنظامی طرفیم. با شهروندانی که در خیابان، در مسیر درمان، در خانه، زیر فشار بازداشت و تعقیب قرار می گیرند. ما با یک الگو طرفیم یعنی تیراندازی مستقیم، استفاده از مهمات جنگی، بازداشت های گسترده، محروم کردن زخمیها از درمان امن، قطع ارتباطات، کنترل روایت. گزارشها از چند نقطه محدود هم نمیآید. ما با سیستماتیک بودن سرکوب و کشتار هم طرفیم؛ روش ها تکرار می شود، منطق یکی است، ابزارها مشابه است. در چنین وضعی، پرسش اصلی این نیست که رقم نهایی چند است. پرسش این است که آیا با حملهای روبرو هستیم که جمعیت غیرنظامی را هدف می گیرد و بر اساس یک سیاست پیش می رود. و نشانه ها به همین سمت اشاره می کند. قبل هم همین بوده. یعنی جمهوری اسلامی سرکوبهای قبلی را تکرار میکند؛ البته در سطحی گستردهتر. پس اتفاقی که افتاده نامش جنایت علیه بشریت است.
همینجا باید به یک نکته دیگر هم اشاره کنیم. یعنی اینجا به مطالبهای میرسیم که نباید بگذاریم فردای پس از سرنگونی جمهوری اسلامی گم شود. ایران آینده، با هر نظام سیاسی، باید به یک مجموعه تعهدهای بین المللی بپیوندد و پای آن بایستد. یکی از کلیدیترین آن ها اساسنامه رم است. پیوستن به دیوان کیفری بینالمللی فقط یک حرکت نمادین نیست. یک پیام روشن است به هر قدرتی که در آینده در ایران شکل می گیرد که اگر اگر دوباره تصمیم بگیری با نیروی نظامی به مردم شلیک کنی، اگر بخواهی تنوع جامعه را با گلوله مدیریت کنی، اگر بخواهی حقیقت را دفن کنی، دیگر فقط با مردم طرف نیستی؛ با جهان هم طرفی یا دست کنم یک چارچوب حقوقی که پذیرفتی و باید به آن پاسخگو باشی.
جمهوری اسلامی دقیقا به همین دلیل عضو این نظام نمیشود و از آن فرار میکند.چون میخواهد دستش باز بماند. چون میخواهد وقتی بقایش را در خطر دید، هزینه کشتار را قابل تحمل بداند. ایران آینده حق ندارد این مسیر را تکرار کند. این مطالبه باید از همین حالا در ذهن جامعه بماند که پیوستن به اساسنامه رم، یک بخش جدی از رکن تضمین تکرار نشدن جنایت در عدالت انتقالی است.
متاسفانه ما داریم درسهای تلخی میگیریم و این درسها با بهای خون هزاران نفر نوشته میشود.(چقدر سخت و دردناک بود نوشتن این یکی) این خون ها نباید در آینده ایران نادیده گرفته شود. نه در روایت، نه در قانون، نه در ساختن سازوکارهایی که جلوی تکرار را میگیرد.