مقاله «The (Many) Afterlives of Transitional Justice» نوشته تاین دستروپر و الکه اورارد در مارس ۲۰۲۵ در مجله International Journal of Transitional Justice منتشر شده است. این پژوهش بر اساس کار میدانی با ۶۹ فعال عدالت از هفت کشور (کامبوج، گواتمالا، شیلی، تونس، کنگو، فیلیپین و سوریه) انجام شده و به همین دلیل اهمیت تجربی بالایی دارد. نویسندگان با برگزاری میزگردهایی در این کشورها، از زبان خود فعالان شنیدند که عدالت انتقالی چگونه دههها پس از اجرا همچنان زنده است و چه تأثیراتی دارد. این یافتههای عملی برای ایران که در آستانه گذار سیاسی قرار دارد و با میراث سنگین نقض حقوق بشر روبروست، بسیار مفید و راهگشاست.
درس اول: عدالت انتقالی مسیر هم هست نه تنها مقصد
یکی از قویترین یافتههای این پژوهش این است که عدالت انتقالی یک پروژه زماندار با شروع و پایان مشخص نیست، بلکه مسیری ممتد در مبارزه با استبداد و اقتدارگرایی است که نسلها در آن قدم میزنند. در شیلی، نزدیک به ۳۵ سال پس از پایان دیکتاتوری پینوشه، خانوادهها همچنان برای پیدا کردن ناپدیدشدگان مبارزه میکنند و هر دهه مطالبههای عمیقتری را مطرح میسازند. در گواتمالا، دادخواهان میگویند عدالت انتقالی تا زمانی که ساختارهای زیربنایی خشونت (فقر، تبعیض، طرد اجتماعی) باقی است، کامل نشده است. این نگاه، عدالت انتقالی را از یک رویداد تکنوکراتیک به یک حرکت اجتماعی زنده تبدیل میکند که با نیازهای دادخواهان و جامعه تنفس میکند. برای ایران این یعنی هرگونه فرایند عدالت انتقالی باید با افق چند نسلی و نه چندساله برنامهریزی شود و جامعه باید برای یک سفر طولانی اما معنادار و سازنده آماده باشد.
درس دوم: دادخواهان و جامعه مدنی محرک اصلی هستند
پژوهش نشان داد که وقتی اراده سیاسی ضعیف میشود یا حتی کاملا از بین میرود، بازماندگان، سازمانهای مدنی و جوانان هستند که مبارزه را ادامه میدهند. در تونس، علیرغم انسداد سیاسی پس از کودتای ۲۰۲۲، فعالان با باور به راهاندازی مجدد فرایند در آینده، کار خود را متوقف نکردند. برای ایران این یعنی تقویت شبکههای مدنی، انجمنهای دادخواهان و سازمانهای حقوق بشری از همین حالا حیاتی است، حتی اگر تغییر سیاسی فوری رخ ندهد.
درس سوم: انتقال بیننسلی کلید پایداری است
یکی از مهمترین یافتهها نقش نسل جوان است. در شیلی، جوانان در راهپیماییهای زنان شعارهای «دیگر هرگز» را تکرار میکنند که از مبارزههای نسل والدینشان علیه دیکتاتوری آموختهاند. در گواتمالا، جوانانی که دادگاههای نسلکشی را از تلویزیون دنبال کرده بودند، در جنبشهای ۲۰۱۵ نقش محوری داشتند. این برای ایران یعنی سرمایهگذاری در آموزش حقوق بشر، حفظ حافظه جمعی و انتقال تجربهها به نسل جوان امری اجتنابناپذیر است.
درس چهارم: مستندسازی ستون فقرات همه چیز است
فعالان بارها تأکید کردند که مستندسازی دقیق، از فیلمهای موبایلی گرفته تا آرشیوهای دیجیتال، زیربنای تمام ارکان عدالت انتقالی است. در سوریه، سازمانهای مدنی با ابزارهای فناوری پیشرفته، پایگاه دادهای جامع برای پاسخگویی آینده ایجاد کردهاند. این دقیقاً همان کاری است که گزارش رادیو زمانه درباره مرگ سیستماتیک زندانیان سیاسی انجام میدهدی عنی ثبت نقض حقوق بشر برای زمانی که پاسخگویی ممکن شود.
درس پنجم: ارزش چارچوب استاندارد
با وجود انتقادهای فراوان از استانداردسازی بیش از حد، فعالان محلی همچنان از ارکان پنجگانه عدالت انتقالی (حقیقت، عدالت، جبران آسیب، تضمین تکرار نشدن، به خاطرسپاری) استفاده میکنند. دلیلش ساده است: این چارچوب نقشه راهی عملی در شرایط پیچیده فراهم میکند و دولت را مسئول نگه میدارد. در تونس، فعالان به تصویب رسمی ۹۲ توصیه کمیسیون حقیقت توسط دولت اشاره میکنند و میگویند این شناسایی قانونی، حتی بدون اراده سیاسی، ابزار فشاری برای آینده است.
درس ششم: گسترش به مبارزههای جدید
عدالت انتقالی دیگر فقط به خشونتهای گذشته محدود نمیشود. فعالان نشان دادند که زبان و ابزار عدالت انتقالی برای مبارزات جدید (عدالت جنسیتی، محیطزیستی، ضدفساد، حقوق بومیان) نیز کاربرد دارد. در تونس، کارگران ساختمانی با شعارهای «حقیقت، پاسخگویی و مبارزه با مصونیت» که از انجمنهای دادخواهان گرفته بودند، خواهان حقوق خود شدند. برای ایران این یعنی پیوند دادن محرومیت از درمان زندانیان، سرکوب زنان، و ستم به جوامع اتنیکی تحت تبعیض در یک چارچوب یکپارچه عدالت انتقالی.
درس هفتم: هوشیار نسبت به تهدیدها
فعالان به خطرهای جدی اشاره کردند از جمله جناییسازی مجدد جنبش حقوق بشر، خستگی و تفرقه در جامعه دادخواهان ، دستکاری سیاسی حافظه، کاهش بودجه بینالمللی و بازگشت اقتدارگرایی. در فیلیپین، پس از انتخاب پسر مارکوس، فشار علیه یادبودها شدت گرفت. این هشداری است که باید در ایران جدی گرفته شود.
به هرحال این پژوهش با صدای ۶۹ فعال عدالت از هفت کشور به ما میگوید که عدالت انتقالی نه یک رویداد، بلکه فرایندی است که نسلهای متمادی طول میکشد. برای ایران، این یعنی آمادهسازی از همین امروز برای پاسخگویی فردا، با صبر استراتژیک، مستندسازی دقیق و تقویت شبکههای مدنی.