عدالت انتقالی برای ایران

نمایشگاه آنچه باقی ماند
نمایشگاه «آنچه باقی ماند»؛ تجربه‌ای برای شکل‌گیری اجتماع بزرگ دادخواهی

نمایشگاه «آنچه باقی ماند» امسال هم برگزار می‌شود؛ در روزهای ۸ و ۹ نوامبر ۲۰۲۵، در شهر برلین. البته نباید این رویداد را فقط یک نمایشگاه دانست. پیش از آنکه به معنا و مفهوم این نمایشگاه بپردازیم، بیایید نگاهی به پیشینه آن بیندازیم؛ پیشینه‌ای که سرنخ‌های مهمی در شکل‌گیری اجتماع عدالت انتقالی یا بهتر بگوییم، اجتماع دادخواهی ایران می‌تواند باشد.

نخستین بار در سپتامبر ۲۰۲۳ در استکهلم بود که تعدادی از خانواده‌های دادخواه با دست‌های خود لباس‌ها، وصیت‌نامه‌ها و یادگارهای عزیزانشان را از ایران آوردند تا در فضای عمومی به نمایش بگذارند. دقت کنید که اینجا عاملیت چقدر مهم است؛ کسی منتظر انجام یک حرکت از سوی دولت‌ها یا نهادهای بین‌المللی نبوده است. همان‌جا بود که این حرکت جدید ریشه دواند و بعدتر به اسلو، کلن و وین رسید. در اسلو، هم‌زمان با هفته صلح نوبل، روایت دادخواهان در کنار صدای برندگان جهانی صلح شنیده شد. در کلن، پنجمین سالگرد آبان ۹۸ به نقطه‌ای برای یادآوری و بازگویی دوباره آن روزها تبدیل شد و در وین هم تمرکز بر یادگاری‌هایی بود که از زندان‌ها، از دل تاریکی و انزوا بیرون آمده بودند.

پشت این نمایشگاه، انجمن دادخواهان ایران و انجمن خانواده‌های آبان ایستاده‌اند؛ همراه با گروه‌هایی چون پزشکان مدافع حقوق بشر، فروم ایرانیان در اتریش، بنیاد نوروز و گروه «نه به جمهوری اسلامی – اورنج کانتی». در میانشان لادن بازرگان، خواهر بیژن بازرگان که سال‌هاست روایت برادرش را زنده نگه‌داشته، تلاش زیادی کرده و در برگزاری نمایشگاه نقشی محوری دارد. سوران منصورنیا، برادر برهان منصورنیا نیز که نقش فعالی دارد، می‌گوید: «این نمایشگاه مبارزه‌ای است علیه فراموشی.» و مهسا پیرایی، دختر مینو مجیدی که در هنگام اعتراض و در جریان جنبش ژینا توسط نیروهای امنیتی کشته شد، یادآوری می‌کند که «ما با نشان دادن این لباس‌ها می‌خواهیم بگوییم جان‌ها عدد نیستند؛ باید با عدد شدن انسان‌ها بجنگیم.»

این همکاری که بین‌نسلی هم شده است؛ از خانواده‌های دادخواه دهه شصت تا خانواده‌های جنبش ژینا، نمایشگاه را به حرکتی جمعی در مسیر دادخواهی ایران تبدیل کرده؛ جایی که در آن صدای مادران، خواهران و برادران کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان از دهه شصت تا امروز شنیده می‌شود. این همان چیزی است که ما در جاستیداد هم به آن پرداخته‌ایم؛ به عنوان «اجتماع عدالت انتقالی» یا روشن‌تر بگوییم، همان اجتماع دادخواهی. این نمایشگاه نشان می‌دهد که چگونه چنین اجتماعی شکل می‌گیرد، یعنی گروه‌ها و چهره‌هایی که با مشکل مشترک مواجه‌اند؛ یعنی رنج ناشی از خشونت و سرکوب و از دست دادن عزیزانشان، وجود این مشکل را تشخیص می‌دهند و سازمان می‌یابند تا برای حل آن نه تنها برای خودشان که برای کل جامعه ایران تلاش کنند. این‌ها اجتماعی هستند که پشت دادخواهی و عدالت انتقالی، یعنی پشت حقیقت، عدالت، جبران آسیب، به‌خاطرسپاری و تضمین تکرارنشدن برای گروه‌های مختلف آسیب‌دیده و دادخواه می‌ایستند.

این فرایندی است که طی می‌شود، یعنی ابتدا دادخواهان تنها هستند و هر کدام به نوعی مسیر خودشان را برای احقاق حق می‌روند. این همان همگان پنهان است، یعنی کسانی که درد مشترک دارند اما هنوز در کنار دیگرانی که درد مشترک دارند به هر دلیلی قرار نگرفته‌اند. آن‌ها وقتی می‌بینند که تنها نیستند و در کنار ده‌ها و صدها خانواده و فرد دادخواه دیگر قرار می‌گیرند، به همگان آگاه تبدیل می‌شوند؛ یعنی می‌فهمند مشکل فقط مال آن‌ها نیست، بلکه مشکلی جمعی و سیستماتیک است. و بالاخره وقتی دست به کار می‌شوند، وقتی لباس‌های عزیزانشان را از ایران می‌آورند و در استکهلم، اسلو، کلن، وین و برلین به نمایش می‌گذارند، به همگان فعال تبدیل می‌شوند، یعنی کسانی که دیگر منتظر نمانده‌اند که دولت‌ها یا نهادهای بین‌المللی کاری بکنند، بلکه خودشان با عاملیت خود دادخواهی را از تجربه شخصی به مسئولیت جمعی تبدیل کرده‌اند. «آنچه باقی ماند» در واقع نمایشگاهی برای نشان دادن این حرکت و بلوغ جامعه دادخواهی هم هست.

حالا مهم است که این الگویی برای کل جامعه دادخواهی باشد. اجتماع عدالت انتقالی وقتی شکل می‌گیرد که نه فقط خانواده‌ها و چهره‌های دادخواه، بلکه فعالان حقوق بشر، حقوقدانان، هنرمندان، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران، فعالان برابری جنسیتی، جوامع اتنیکی تحت تبعیض، جامعه ال جی بی تی کیو پلاس و … هم به این حرکت بپیوندند و پشت هم و پشت  روایت درستی از دادخواهی و عدالت انتقالی برای ایران بایستند. این اجتماع در آینده می‌تواند نقش‌های مهمی داشته باشد؛ می‌تواند مستندسازی حقیقت را پیش ببرد، روایت‌های نادرست یا رویه‌های نادرست را با چالش بکشد، فشار بین‌المللی برای پاسخگویی ایجاد کند، حواسش به حرکت‌های سیاسی مخرب باشد، و زمینه را برای جبران آسیب و اصلاحات نهادی آماده کند. اجتماعی که امروز با نمایش لباس‌ها و یادگارها شکل می‌گیرد، فردا می‌تواند پایه و اساس یک فرایند عدالت انتقالی واقعی در ایران را فراهم کند؛ فرایندی که از پایین، از دل مردم و تجربه‌های زیسته آن‌ها ساخته می‌شود.

جاستیداد